السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : فهرى زنجانى )

20

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى )

ميان ( أ ) و ( ب ) مجوّز قبلى وجود دارد بنابراين پيش از استقراء هيچ احتمال سببيّت عقلى در بين نيست بلكه احتمال سببيّت به معناى تجربى ميان ( أ ) و ( ب ) پيش از استقراء وجود دارد يعنى سببيّت به معناى آنكه ( أ ) و ( ب ) در همه‌جا بدنبال هم بوجود ميآيند . و براى اينكه اين چهار موقف قبلى كه تطبيقات براساس آنها مختلف خواهد شد كاملا روشن گردد بايد اوّلا ميان سببيّت به معناى عقلى و سببيّت به معناى تجربى را بطور دقيق تميز بدهيم و ثانيا فرق ميان سببيّت وجودى و سببيّت عدمى را نيز بطور دقيق بيان كنيم . سببيت عقلى و تجربى سببيّت به معناى عقلى عبارت است از : علاقه‌اى ميان دو مفهوم از مفاهيمى كه در طبيعت روى ميدهد - مانند دو مفهوم ( أ ) و ( ب ) - كه وجود يكى را بهنگام وجود ديگرى ضرورى و حتمى ميسازد اوّلى مسّب است و دوّمى سبب و سببيّت بمفهوم تجربى عبارت است از آنكه : هميشه و در همه‌جا بدنبال وجود ( أ ) و يا همزمان با وجود آن ( ب ) نيز وجود يابد بدون آنكه در اين هميشگى و همه‌جائى ضرورت و حتميّتى فرض شود . و اين دو مفهوم از سببيّت با يكديگر اختلاف اساسى دارند زيرا معناى اولى سببيّت را بعنوان آنكه علاقه‌اى است ضرورى و لزومى قائم ميان دو مفهوم ( يا دو ماهيّت ) تفسير مىكند بنابراين تفسير سببيّت عبارت است از يك علاقه كه مفهومى را بمفهوم ديگر در وجودشان ربط ميدهد مانند علاقه‌ايكه ميان حركت و حرارت هست و براساس همين علاقه‌ايكه ميان دو مفهوم هست ارتباط هرفرد از افراد يكى از دو مفهوم با فردى از افراد مفهوم ديگر قائم است پس در اينمورد ارتباطهاى متعددى است ميان آن حرارت و آن حركت ، و آن حرارت ديگر و آن حركت ديگر و لكن همهء اين ارتباطات ميان حرارتها و حركت‌ها ملازم يكديگرند زيرا همگى